طنز
اعترافات یک متخصص طب فوت*
سالهاست برای خودم بعد از فارغ التحصیلی از رشتۀ طب فوت مطبی دست و پا کردم و بیمارانی از راه های دور و نزدیک جهت درمان به مطبم مراجعه می کنند ولی واقع امر موضوع مطرح شده در مورد DPT در وبلاگ شما باعث شده که اعترافات ذیل را به عرض برسانم و همین جا عنوان می کنم که این اعترافات به قلم خودم نگاشته شده و غیر از این را به دنیایی دیگر واگذار می کنم.
گر چه سوادم در حد و اندازه ایی نیست که بتوانم در مقابل متخصصین مغزواعصاب و ارتوپد و گرامیان PHD فیزیوتراپی عرض اندام کنم و در محافل علمی حرفی برای گفتن داشته باشم ولی برای اینکه رشته ام دچار رکود علمی نشود و در عرصۀ علمی خجل نباشد تا بحال مقالاتی من و همکاران منتسب،در کنگره های مختلف ارائه داده ایم که همۀ آنها قبلا در دانشکده های توانبخشی توسط دانشجویان فیزیوتراپی ارائه شده بود ولی چون نظارتی در این مورد وجود ندارد به راحتی از این موقعیت استفاده لازم برده و می بریم.
ولی بیداری نسل حاضر فیزیوتراپیست و تلاشهای بزرگان این رشته از زمانی که متوجه ظلمی که سالهای سال در حقشان است شده اند استخوان در گلوی من وامثالهم شده اند،بخصوص بعد از مطرح شدن پروژه یDPT که کابوسی برای ما شده است.
اگر این باسوادان عرصۀ توانبخشی به آرزوی دیرینه شان برسند من و دوستانم چه حرفی برای گفتن خواهیم داشت؟بیخود نیست آقای ایکس برای ما کلاس طب سوزنی میگذارد وگاهی نیز برایمان درخواست حق اشعه میکند،توصیه به رفتن کلاس انرژی درمانی نیز هم حتما برای خالی نبودن عریضه بوده است!و....!!!
در مطلبی به عنوان"چشمها را باید شست" که در این وبلاگ خواندم رشتۀ من بی بوته خوانده شدولی می خواهم اهم کارهایی که من و امثالهم می توانیم انجام دهیم به زبان ساده بگویم و قضاوت را به بزرگان علم و دانش واگذارم که آیا مطلب منصفانه بود یا خیر؟:
1-ما میتوانیم قولنج بشکونیم که این عمل مختص ما نیست بلکه در دور افتاده ترین روستاهای ایران زمین و ... این عمل را هر مکتب نرفته ای نیز انجام می دهد.
2-نوار عصب و عضله می گیریم که البته کارشناسان ارشد فیزیوتراپی بهتراز ما این کار را انجام میدهند.
3-نوشتن نسخه فیزیوتراپی که شرمنده ام بگویم نباید پا تو کفش بزرگان می کردیم و بد اشتباه کردیم که این کار ازعهدۀ ایشان بیشتر بر می آید و سواد ما در این مقام افتضاح است و نسخه های همکاران گواه این موضوع می باشد .
4- نوشتن کفی که نون دونی یکی از همکاران من شده است و ویزیتهای 60 هزار تومانی و بالاتر نصیب او می کند که جالب این است نوشتن کفی که نسخه نمی خواهد هر نسخه پیچ داروخانه نیز بهتر از من در این مورد توصیه می کندوحکایت ماساژهای کاف وهمسترینگ که بر هر درد بی درمانی دواست.
5-نوشتن MRI که آنهم برخی از بیمه ها مهر مرا اصلا قبول ندارند و بیمار بیچارۀ من سرگردان میشودو من خجل از این همه....!
6-بستری کردن بیمار جهت فیزیوتراپی که آنهم سالهاست درگیری من و امثالهم را با بیمه ها شامل شده است.
7-نوشتن استراحت پزشکی که مفیدترین کار من است.
و ....
*لطفا بخوانید طب فیزیکی و توانبخشی
این وبلاگ به منظور ارتقای علمی و جایگاه شغلی دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته فیزیوتراپی تاسیس شده است.